صبح تو رختخواب به اين فکر کردم اگه يک ثانيه ديگه بميرم چي!
يک ثانيه ديگه گفتم يکه ثانيه ديگه ..و همينطوري ادامه دادم ...وقتي به خودم اومدم ديرم شده بود
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت توسط فاطمه
|
(페테메)