جاتون خالی امروز دوباره بنا بر احتیاط زیاد

ماشین رفت تو حیاط همسایه روبرویی

البته چون اطلاع نداده بودم در بسته بود و جلوی ماشین بسی (نمیدونم بسی بود یا نه) ولی کمی له شد و پدر گرامی با کمال خونسردی از همسایه بنا به این دلیل که رول را به درب منزلشان کوفتم و آنها را از خواب شیرین ۷ پادشاهشان بیدار کردم همی معذرت خواهی کرد

و بنده را قرار شد تا ۱ ماه پیاده و در زیر آفتاب سوزان (مشقتو میبینی تو رو غرعان؟!) بی هیچ همراهی به کلاسمان بفرستد!!!!

 

+این بود اوضاع ما   خوش بود بابای ما