امروز کنار خیابون ایستاده بودم …
یه دختره با جنسیس اومد جلوم ترمز کرد و گفت : ببخشید میخوام برم صادقیه …
منم بهش گفتم :
کار خوبی میکنی .. خیلی جای خوبیه …
برو به امید خدا …
ازخنده دیگه نمیتونست حرکت کنه ...
یه دختره با جنسیس اومد جلوم ترمز کرد و گفت : ببخشید میخوام برم صادقیه …
منم بهش گفتم :
کار خوبی میکنی .. خیلی جای خوبیه …
برو به امید خدا …
ازخنده دیگه نمیتونست حرکت کنه ...
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط فاطمه
|
(페테메)