به مامانم میگم : یادش بخیر بچه بودیم چقدر ما رو کتک زدیا !
شترق خوابوند در گوشم گفت : این دروغا چیه که میگی ؟ من کِی دستم روتون بلند شده ؟
هيچي ديگه تا دو ساعت تو شوك بودم :|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ ساعت توسط فاطمه
|
(페테메)